برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
صفحه 2 از 67 • Share •
صفحه 2 از 67 •
1, 2, 3 ... 34 ... 67 
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
warrior نوشته است:mld_msm نوشته است:بچه ها سلام .ملودي ام.ميبينيد واقعا؟ باجم من اومدم.يعنيا اج در بيرونم تنيد اج پنجره ميام.چووون خووب من تارتون دوش دارم.دلمون ميخواد بيايم.
سلام سلام صد سلام هزار وسیصد تا سلام به ملودی عزیز![]()
خیلی خیلی خوش اومدین![]()
این جمله ها رو باید با صدای کی بخونیم؟با صدای جک تو کارتون "من و برادرم"؟
با چداي ملوري وختي هيلي توچولو بوده.همون وختا كه نميتونس بجرگونه حرف بجنه.ببشبد اده متوجه نميشين.
وقتي اومدم پستايي كه خودم زدم خوندم هم خنده ام گرفت هم عصباني شدم كه چرا من اينا رو نوشتم.عين اين محبت نديده هاي افسرده.واقعا ها مگه كسي بيرونم كرده بود؟
: فك كنم توهم داشتم اونروز.بعد از ماه ها گشتن پيداتون كرده بودم.
دوچدار چما يه نيني بي ادب


mld_msm- تعداد پستها: 32
Age: 25
Registration date: 2007-11-01
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
0. سلام. "دیدار" امشب باز نمی شد:
1. سلام به همه.
2. "اسمم" جان، خوشحالم که عکسه مفید واقع شد.
3. "بهرامیانو" جالب بود! : )
4. درمورد اسم درسته، عنوان بندی ملاک کار منه. مثلاً تا امشب فکر می کردم "سفرهای مارکوپولو" درسته؛ اما، با زحمتایی که شما و "محمد" عزیز کشیدید، فهمیدم "ماجراهای مارکوپولو" بوده. درمورد این کارتون هم با این حساب "اسب سیاه" درسته دیگه؛ نه؟
5. بابا، تو و "محمد" که با اون آهنگای آخری منو دیوونه کردید؛ بخصوص، "ماجراهای مارکوپولو" که آخرش بود. یه موسیقیش فکر کنم روی "پسر شجاع" و حتا "پدر مجرد" ("شوییچی") که سریال آدم بزرگا بود شنیده می شد، همونی که با ماندولین ژاپنی نواخته می شه، درسته؟
..................................................................................
6. "ملودی" جان، "قورباغه ی سبز"و من چندین ماه پیش آپلود کردم و بهرام بیاد، می ذاره؛ اما، "آقای حکایتی": این یکیو هم تو آرشیوم دارم که به موقع رو می کنم. منتظر باش.
..................................................................................
7. "محمد" جان، خواهش می کنم دوست خوبم. ممنون که به موقع می یای و از آپ کردن سایتت خبر می دی.
8. راستی گفتی اونجا رو نمی شه برحسب تاریخ مرتب کنی؟ شاید بشه ها.
9. از "اسمم" عزیز هم مثل همیشه بی نهایت متشکرم و از دور می بوسمش.
10. من هم بی صبرانه منتظر سورپریزهای بعدی هستم. آخه "اسمم" اینقدر آقا و بامرام هست که "آخرین" نداشته باشه. "اسمم" نهایت "پویایی" و "داینامیک" بودنه، خودِ اینترنته، کسیه که همیشه آس هایی برای روکردن داره که کف همه رو می بره. فراموش نمی کنم این اسمم بود که اولین بار از "زمزمه ی گلاکن"، "زبل خان" و یک دوجین برنامه ی نایاب دیگه اسم و عکس گذاشت.
11. بی اغراق می گم: اسمم = نیرودادن به همه ی ما. اسمم جان، بی نهایت متشکریم.
..................................................................................
12. چرا تاریخای اینجا این مدلی شدن؟ الآن آذر 86ه ها!
13. تأثیر لباس روی آدما: سال هاست که به تأثیر لباس روی زیبایی و حتا شخصیت آدما معتقدم. هیچ گاه یادم نمی ره، یکی از دبیرای ادبیاتمون این شعرو این مدلی خوند:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت؟
نه!
همین لباس زیباست، نشان آدمیت.
اگرچه اون روز خندیدیم و خنده مون تلخ بود، ولی فکر کنم اصل شعر همین باشه. لباس از اهمیت خاصی برخورداره.
خلاصه، روز چهارشنبه، 7/9/86 خانوم "مینا هاشمی" بالأخره یه دست مانتوی شیک و تمیز تنش کرد و انصافاً "می درخشید". از اون مانتوی سبزآبی مسخره ش که سرآستیناش رو کِش از نوع بند تُمبونی! انداخته بود، خیلی بدم می یومد. اون روز به حرف "اسمم" پی بردم که می گفت "مينا هاشمي هم بد چیزی نیست!" و دیدم با این لباس خیلی خواستنی و خوردنی شده. "مینا جون" (رفتی تو "جون"ها!) همیشه همین طور شیک و خوش لباس بمون. مرسی.
14. نزدیک شدن 18 آذر، اولین سالروز دزدی بی شرمانه ی مثلاً نویسنده های "همشهری جوان" رو به همه تسلیت و نزدیک شدن 19 آذر، روز جهانی کودک و تلوزیون رو به همه ی کارتون خورا تبریک می گم. فراموش نکنیدا، دوشنبه، نوزدهم، از خونه بیرون نیایید!
15. تقدیم به همه ی دوستان گلم، بخصوص "اسمم" و "محمد" که بدجور هوای اینجا رو دارن:
16. بیلی
نام اصلی:Billy

17. برر خرگوشه
نام اصلی: The Adventures Of Brer Rabbit

18. درخشان
نام اصلی: ؟ (هرکی می دونه، بگه لطفاً.)

19. لیست سیاه به روز شد و شماره ی 27 جدیده. باید بگردیم اسم و عکسش پیدا شه:
27. سگی شبیه سگ "بالانل" به همراه موش، گربه، بز و خوکی کوچولو. گوش های گربه خیلی تیزه و لاغر و نارنجی رنگه و خط های مشکی داره. گوش های خوک قلبی شکلن و کلاه به سر و شلوارش بندیلک داره تاحدودی شبیه آدماست. یکی از قسمتاش Opicak نام داشت که گوریل شعبده بازی می خواست سرشون گول بماله! پخش مجدد: ساعت 9:25 یکشنبه 11/9/86.
1. سلام به همه.
2. "اسمم" جان، خوشحالم که عکسه مفید واقع شد.
3. "بهرامیانو" جالب بود! : )
4. درمورد اسم درسته، عنوان بندی ملاک کار منه. مثلاً تا امشب فکر می کردم "سفرهای مارکوپولو" درسته؛ اما، با زحمتایی که شما و "محمد" عزیز کشیدید، فهمیدم "ماجراهای مارکوپولو" بوده. درمورد این کارتون هم با این حساب "اسب سیاه" درسته دیگه؛ نه؟
5. بابا، تو و "محمد" که با اون آهنگای آخری منو دیوونه کردید؛ بخصوص، "ماجراهای مارکوپولو" که آخرش بود. یه موسیقیش فکر کنم روی "پسر شجاع" و حتا "پدر مجرد" ("شوییچی") که سریال آدم بزرگا بود شنیده می شد، همونی که با ماندولین ژاپنی نواخته می شه، درسته؟
..................................................................................
6. "ملودی" جان، "قورباغه ی سبز"و من چندین ماه پیش آپلود کردم و بهرام بیاد، می ذاره؛ اما، "آقای حکایتی": این یکیو هم تو آرشیوم دارم که به موقع رو می کنم. منتظر باش.
..................................................................................
7. "محمد" جان، خواهش می کنم دوست خوبم. ممنون که به موقع می یای و از آپ کردن سایتت خبر می دی.
8. راستی گفتی اونجا رو نمی شه برحسب تاریخ مرتب کنی؟ شاید بشه ها.
9. از "اسمم" عزیز هم مثل همیشه بی نهایت متشکرم و از دور می بوسمش.
10. من هم بی صبرانه منتظر سورپریزهای بعدی هستم. آخه "اسمم" اینقدر آقا و بامرام هست که "آخرین" نداشته باشه. "اسمم" نهایت "پویایی" و "داینامیک" بودنه، خودِ اینترنته، کسیه که همیشه آس هایی برای روکردن داره که کف همه رو می بره. فراموش نمی کنم این اسمم بود که اولین بار از "زمزمه ی گلاکن"، "زبل خان" و یک دوجین برنامه ی نایاب دیگه اسم و عکس گذاشت.
11. بی اغراق می گم: اسمم = نیرودادن به همه ی ما. اسمم جان، بی نهایت متشکریم.
..................................................................................
12. چرا تاریخای اینجا این مدلی شدن؟ الآن آذر 86ه ها!
13. تأثیر لباس روی آدما: سال هاست که به تأثیر لباس روی زیبایی و حتا شخصیت آدما معتقدم. هیچ گاه یادم نمی ره، یکی از دبیرای ادبیاتمون این شعرو این مدلی خوند:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت؟
نه!
همین لباس زیباست، نشان آدمیت.
اگرچه اون روز خندیدیم و خنده مون تلخ بود، ولی فکر کنم اصل شعر همین باشه. لباس از اهمیت خاصی برخورداره.
خلاصه، روز چهارشنبه، 7/9/86 خانوم "مینا هاشمی" بالأخره یه دست مانتوی شیک و تمیز تنش کرد و انصافاً "می درخشید". از اون مانتوی سبزآبی مسخره ش که سرآستیناش رو کِش از نوع بند تُمبونی! انداخته بود، خیلی بدم می یومد. اون روز به حرف "اسمم" پی بردم که می گفت "مينا هاشمي هم بد چیزی نیست!" و دیدم با این لباس خیلی خواستنی و خوردنی شده. "مینا جون" (رفتی تو "جون"ها!) همیشه همین طور شیک و خوش لباس بمون. مرسی.
14. نزدیک شدن 18 آذر، اولین سالروز دزدی بی شرمانه ی مثلاً نویسنده های "همشهری جوان" رو به همه تسلیت و نزدیک شدن 19 آذر، روز جهانی کودک و تلوزیون رو به همه ی کارتون خورا تبریک می گم. فراموش نکنیدا، دوشنبه، نوزدهم، از خونه بیرون نیایید!
15. تقدیم به همه ی دوستان گلم، بخصوص "اسمم" و "محمد" که بدجور هوای اینجا رو دارن:
16. بیلی
نام اصلی:Billy

17. برر خرگوشه
نام اصلی: The Adventures Of Brer Rabbit

18. درخشان
نام اصلی: ؟ (هرکی می دونه، بگه لطفاً.)

19. لیست سیاه به روز شد و شماره ی 27 جدیده. باید بگردیم اسم و عکسش پیدا شه:
27. سگی شبیه سگ "بالانل" به همراه موش، گربه، بز و خوکی کوچولو. گوش های گربه خیلی تیزه و لاغر و نارنجی رنگه و خط های مشکی داره. گوش های خوک قلبی شکلن و کلاه به سر و شلوارش بندیلک داره تاحدودی شبیه آدماست. یکی از قسمتاش Opicak نام داشت که گوریل شعبده بازی می خواست سرشون گول بماله! پخش مجدد: ساعت 9:25 یکشنبه 11/9/86.
Emiliano- تعداد پستها: 645
Registration date: 2007-10-25
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
Emiliano نوشته است:0
..................................................................................
6. "ملودی" جان، "قورباغه ی سبز"و من چندین ماه پیش آپلود کردم و بهرام بیاد، می ذاره؛ اما، "آقای حکایتی": این یکیو هم تو آرشیوم دارم که به موقع رو می کنم. منتظر باش.
..................................................................................
.
يعنيا.....مرچي مرچي مرچي.اندق الان هوشحالم دلمون ميهاد بديم عمو امير دوچت داريم ته اندق به فتر(فكر) مائي.بجار لپت و بتشم (بكشم)


mld_msm- تعداد پستها: 32
Age: 25
Registration date: 2007-11-01
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
اینبار من میگم که "دیدار" باز نمیشد
به مناسبت پخش در 17 دی 1386






به مناسبت پخش در 17 دی 1386







SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
از اسمم به همه(البته اگر اینجا سر بزنین).این جمله رو من تو آخرین لحظات قبل از اینکه "دیدار" باز نشه دیدم
"مراجعه کنندگان محترم، به علت تغییر سرور سایت، از فردا سایت به مدت یک هفته غیر قابل دسترسی خواهدبود"
"مراجعه کنندگان محترم، به علت تغییر سرور سایت، از فردا سایت به مدت یک هفته غیر قابل دسترسی خواهدبود"

SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
پست آخر؟
سلام به همه.
نمی دونم کسی این رو اصلا خواهد خوند یا نه.
من به دوستانی که توی این چند تا فروم پیدا کردم (و در باره ی کارتون های گذشته و خاطراتشون بحث و تحقیق کردیم) به اصطلاح زندگی کردم. روزهای خیلی شادی رو داشتیم با هم. ولی حس می کنم که این قضیه هم مثل هر قضیه ی دیگه ای داره به آخرش نزدیک میشه و زندگی میره که راه خودش رو بره. اسم نمی برم که کسی از قلم نیفته. خیلی خوش گذشت. دم همتون گرم.
اینا احتمالا آخرین چیزهایین که من آپ می کنم و لینکشو میدم اینجا (باز هم اسمم بخش زیادیش رو داد بهم).
بلفی و لیلیبیت:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/belfi%20o%20lilibit/
میشل استرگف (قدیمی)
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Micheal%20Stregov/
رابین هود از روی دوبله فارسی:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Robin%20Hood/persian%20dubbed/
از سرود های انقلابی این یکی خیلی جاش خالی بود:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/!National-Religions%20Stuff/Enghelab/hatef%20-%20allah%20allah.mp3
پس از باران:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/pas%20az%20baran.MP3
کارتون گامبا:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/!New%20Programs/gamba.mp3
اسب آبی زنگبار:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/asbe%20aabie%20zangbar/
جزیره ی اسرار آمیز (فیل عمر شریف)
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/mysterious%20island%20(omar%20sharif).mp3
نمی دونم کسی این رو اصلا خواهد خوند یا نه.
من به دوستانی که توی این چند تا فروم پیدا کردم (و در باره ی کارتون های گذشته و خاطراتشون بحث و تحقیق کردیم) به اصطلاح زندگی کردم. روزهای خیلی شادی رو داشتیم با هم. ولی حس می کنم که این قضیه هم مثل هر قضیه ی دیگه ای داره به آخرش نزدیک میشه و زندگی میره که راه خودش رو بره. اسم نمی برم که کسی از قلم نیفته. خیلی خوش گذشت. دم همتون گرم.
اینا احتمالا آخرین چیزهایین که من آپ می کنم و لینکشو میدم اینجا (باز هم اسمم بخش زیادیش رو داد بهم).
بلفی و لیلیبیت:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/belfi%20o%20lilibit/
میشل استرگف (قدیمی)
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Micheal%20Stregov/
رابین هود از روی دوبله فارسی:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/Robin%20Hood/persian%20dubbed/
از سرود های انقلابی این یکی خیلی جاش خالی بود:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/!National-Religions%20Stuff/Enghelab/hatef%20-%20allah%20allah.mp3
پس از باران:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/pas%20az%20baran.MP3
کارتون گامبا:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/!New%20Programs/gamba.mp3
اسب آبی زنگبار:
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/asbe%20aabie%20zangbar/
جزیره ی اسرار آمیز (فیل عمر شریف)
http://www.mhbateni.com/mohammad/music/mysterious%20island%20(omar%20sharif).mp3
mmahmoody82- تعداد پستها: 26
Registration date: 2008-02-16
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
من هنوزم به آینده امیدوارم.شاید دوستان دیگه و ...

SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
1. "اسمم" جان، جداً از اون موضوع قسمت آخر "دختری به نام نل" متأسفم و ببخشید که باز هم شما رو یاد اون موضوع می ندازم. تو احمق بودن اینا هیچ شکی نیست، تو هم خودتو ناراحت نکن و همین که باز اون 25 قسمتشو داری، خیلی هم خوبه. کاریش نمی شه کرد دیگه. من هم ناراحتم. با خوندن نوشته ت درمورد قسمت آخرش، که برای "محمد" گفته بودی، من هم، که یادم نبود، یادم اومد.
2. چاکرم "اسمم" عزیز. من بارها گفته م از همون روز اولی که با شما آشنا شدم، فهمیدم که دوست بامعرفت و اهل عملی و قول بیجا نمی دی. اگه هم شما می بینی من واکنش های نوشتاریم زیاده، بذار به حساب پُرچونگی م. من از کارای تو و "محمد" به اندازه ی 100 تا کتاب چیز یاد گرفته م و برای بار nام: اگه شما هم می بینید بنده هنوز به اینجا سر می زنم، به همین خاطر رابطه ی دوطرفه و عاشقانه ست.
3. باز هم نگرفتم می خوای از چی حرف بزنی! فقط منتظرم.
4. اختیار داری، دوست نازنین. نظرت کاملاً محترمه. من باز هم می گم: بحث داستان و ادبیات نیست؛ که، اگه این طور باشه، "شرک" حرف اولو می زنه؛ چون، از همون سکانس اول، پشت پا می زنه به تموم ادبیات کهن (هنجارگریزی)، یا به قول خودت "داستان اسباب بازی" که در زمان خودش سوژه ی بکری داشت؛ اگرچه، طبق معمول اون هم به سری های بعدی کشیده و آلوده شد که من زیاد نمی پسندم. به هرحال، باز هم می گم: فقط فُرم دیداری و شکل دوبُعدی مدّنظرم بود. ببین، یه سؤال: چرا شرکت "نیپون" این قدر مشهور شد؟ خوب، جوابش خیلی ساده ست: چون کارتون ها رو به فانتزی ترین شکل ساخت و داد بیرون. نیومد رو هر کارتون یکی، دو سال وقت صرف کنه و نرم افزارهای عجیب و غریب مو و چشم و خط باسن و غیره استفاده کنه. البته شاید بچه های امروزی با "بلفی و لی لی بیت" و "رامکال" و امثال اونا حال نکنن و حق هم دارن؛ ولی، زمان ما دوبعدی ها چیز دیگه ای بود.
5. بذار یه مثال دیگه بزنم که تخیلی تر و باورپذیرتره: کدوم آدم عاقلی پیدا می شه که "پلنگ صورتی" یا "تام و جری" رو به شکل سه بُعدی بپسنده؟ هرچند داستان هاش و سوژه هاش خیلی هم بکرتر و دست اول تر از قدیمیا باشه؟ حتا تصورش محاله و فکر نکنم کمتر سازنده ای چنین جسارتی به خودش بده که دست به چنین کاری بزنه.
6. "امیل" فقط مخفف بود! : )
7. خیلی ممنون که از "گروهبان پیشی راه راه" سایت و عکس اریجینالشو گذاشتی. به این می گن یه همکاری باحال. می دونی یاد چی افتادم؟ "بانی فیکس به تعطیلات می رود". شاید تکراری باشه و قبلاً هم شنیده باشی؛ اما، برای خودم و دوستانی که اسم می برم همه ش خاطره ست: اولین بار من تو "گفتمان" نوشتم اسم اون کارتونی که یه شیر بود که می رفت ماهیگیری و بچه های سیاه دوُرش جمع می شدن و این براشون شعبده بازی می کرد و ... چی بود. لازم به ذکره که اون زمان "لیست سیاه" به شکل امروزی نبود و تاپیک جداگونه ای نداشت. تازه گاهی فقط به اسم فارسیش قانع بودیم و همون ارضامون می کرد. یادمه اولین کسی که این کارتون یادش اومد، بانو "فروغ" عزیز بود که خیلی بهشون ارادت دارم و یادمه نوشت اون بچه ها می گفتن "آکا" یا چیزی شبیه به اون. بعدها "احمد" عزیز سروکله ش پیدا شد و اسم فارسیشو رو کرد: " بانی فیکس به تعطیلات می رود"! من و حمید و فروغ و سایر بچه ها از خوشحالی داشتیم بال درمی آوردیم. گذشت و سال بعدش با "بهرام" خودمون آشنا شدیم و اون هم نامردی نکرد و اولین عکس از این کارتونو از یه سایت روسی، و به همراه چند تا کارتون ناب دیگه، پیدا و همون روز رو کرد. عکسی که هیچ گاه از یادم نمی ره و هنوز تو فایل های تصویریم دارمش و از اوناییه که با دنیا عوضش نمی کنم. "بانی فیکس" یه چوب ماهیگیری و یه سطل حلبی رو زمین، کنار پاش، بود و بچه ها دوُرش جمع شدن و با چشمای تعجب زده می خوان ببینن این کیه و چه کار می خواد بکنه. باز خوشحالی ما چندبرابر شد و دیگه داشتیم دیوونه می شدیم که دوباره خودم اسم اریجینال روسی شو پیدا کردم و چندین عکس دیگه ازش پیدا کردم که تقریباً پرونده ی این کارتونو به طور کلی بست. درست شبیه همین موضوع برای عروسکی "پر لک لک" هم پیش اومد، با این تفاوت که پرونده ی اونو "پرشیانا" ("پانتی فرهنگی") کاملاً بست؛ چون، فایل تصویری شو هم پیدا کرد.
8. راستی حالا که صحبت از "پر لک لک" شد، من دنبال فایل تصویری اونم که لینکشو متأسفانه گم کرده م و خیلی هم دلم می سوزه که چرا همون موقع دانلودش نکردم. لطفاً اگه کسی یادشه، بگه. ممنون می شم.
.................................................................................................................................................................
9. "محمد" عزیز، دوست خوبم، درسته. یه علت دیگه ی دوست داشتنی بودن کارتونای اون زمان، دوبله ی بی نظیرشون بود. واقعاً رو کارتونای اون موقع وقت می ذاشتن و به نظر من دهه ی 60 اوج دوبله ی کارتون بود. یه عده می گن اوج دوبله ی فیلم، دهه های 30 و 40 بوده و ازش به عنوان "عصر طلایی دوبله ی سینما" نام می برن. من هم می گم دهه ی 60 عصر طلایی دوبله ی کارتون بود، مگه چیه؟ : ) دوبله ی کارتونای دوبُعدی اون موقع "از دل بود و لاجرم بردل هم می نشست". مثل الآن نبود که انگار مسابقه گذاشته ن برای برنده شدن. حتا "امور سیما" (همون شبکه های 1 و 2) هم دوبله های دلچسبی مث قدیما ندارن، چه برسه به غیررسمی ها و از همه بدتر، "گلوری"!
10. شنیدن فایل های صوتی "پسر کوهستان" ("پپرو") و "سرود کریسمس" ("اسکروج") خیلی حال داد. ضمناً جالبه بدونید بعد از این کتاب زیبای "چارلز دیکنز"، "اسکروج" Scrooge نماد و سمبُل و استعاره ای شد برای افراد خسیس تو زبون انگلیسی، یه چیزی تو مایه های "کفش های میرزا نوروز" خودمون، "علی نصیریان". یادتونه؟ تشبیه باحالی بود، خودم حال کردم! : )
11. با این یادی از ادبیات و کتاب ها کردن، یاد "احمد" عزیزمون افتادم که کتابدونیش بی نهایت کمکش می کرد تو یافتن نام های اریجینال، اسامی ای مث "آدم برفی"، "بادکنک قرمز"، "کوتلاس"، "مادربزرگ" و چندین اسم دیگه.
12. باز هم از "اسمم" متشکرم. دست گلش درد نکنه. منتظر "بلفی و لی لی بیت" هم هستم، "محمد" جان.
.................................................................................................................................................................
13. من هم اون نوشته ی "دیدار" رو که از فردا تا یه هفته بسته می شه، دیدم. دیدار هم دود شد، رفت!اگرچه، بودن یا نبودن یه سایت رو اعضای اون می سازن، با بودناشون و به روزکردناشون.
14. راستی، کسی از "سجاد" خبر نداره؟ خیلی وقته به ما سر نزده. "حمید" هم همین طور. اون اوایل یکه تازی می کرد و الآن چند ماهه حتا سر هم نزده.
2. چاکرم "اسمم" عزیز. من بارها گفته م از همون روز اولی که با شما آشنا شدم، فهمیدم که دوست بامعرفت و اهل عملی و قول بیجا نمی دی. اگه هم شما می بینی من واکنش های نوشتاریم زیاده، بذار به حساب پُرچونگی م. من از کارای تو و "محمد" به اندازه ی 100 تا کتاب چیز یاد گرفته م و برای بار nام: اگه شما هم می بینید بنده هنوز به اینجا سر می زنم، به همین خاطر رابطه ی دوطرفه و عاشقانه ست.
3. باز هم نگرفتم می خوای از چی حرف بزنی! فقط منتظرم.
4. اختیار داری، دوست نازنین. نظرت کاملاً محترمه. من باز هم می گم: بحث داستان و ادبیات نیست؛ که، اگه این طور باشه، "شرک" حرف اولو می زنه؛ چون، از همون سکانس اول، پشت پا می زنه به تموم ادبیات کهن (هنجارگریزی)، یا به قول خودت "داستان اسباب بازی" که در زمان خودش سوژه ی بکری داشت؛ اگرچه، طبق معمول اون هم به سری های بعدی کشیده و آلوده شد که من زیاد نمی پسندم. به هرحال، باز هم می گم: فقط فُرم دیداری و شکل دوبُعدی مدّنظرم بود. ببین، یه سؤال: چرا شرکت "نیپون" این قدر مشهور شد؟ خوب، جوابش خیلی ساده ست: چون کارتون ها رو به فانتزی ترین شکل ساخت و داد بیرون. نیومد رو هر کارتون یکی، دو سال وقت صرف کنه و نرم افزارهای عجیب و غریب مو و چشم و خط باسن و غیره استفاده کنه. البته شاید بچه های امروزی با "بلفی و لی لی بیت" و "رامکال" و امثال اونا حال نکنن و حق هم دارن؛ ولی، زمان ما دوبعدی ها چیز دیگه ای بود.
5. بذار یه مثال دیگه بزنم که تخیلی تر و باورپذیرتره: کدوم آدم عاقلی پیدا می شه که "پلنگ صورتی" یا "تام و جری" رو به شکل سه بُعدی بپسنده؟ هرچند داستان هاش و سوژه هاش خیلی هم بکرتر و دست اول تر از قدیمیا باشه؟ حتا تصورش محاله و فکر نکنم کمتر سازنده ای چنین جسارتی به خودش بده که دست به چنین کاری بزنه.
6. "امیل" فقط مخفف بود! : )
7. خیلی ممنون که از "گروهبان پیشی راه راه" سایت و عکس اریجینالشو گذاشتی. به این می گن یه همکاری باحال. می دونی یاد چی افتادم؟ "بانی فیکس به تعطیلات می رود". شاید تکراری باشه و قبلاً هم شنیده باشی؛ اما، برای خودم و دوستانی که اسم می برم همه ش خاطره ست: اولین بار من تو "گفتمان" نوشتم اسم اون کارتونی که یه شیر بود که می رفت ماهیگیری و بچه های سیاه دوُرش جمع می شدن و این براشون شعبده بازی می کرد و ... چی بود. لازم به ذکره که اون زمان "لیست سیاه" به شکل امروزی نبود و تاپیک جداگونه ای نداشت. تازه گاهی فقط به اسم فارسیش قانع بودیم و همون ارضامون می کرد. یادمه اولین کسی که این کارتون یادش اومد، بانو "فروغ" عزیز بود که خیلی بهشون ارادت دارم و یادمه نوشت اون بچه ها می گفتن "آکا" یا چیزی شبیه به اون. بعدها "احمد" عزیز سروکله ش پیدا شد و اسم فارسیشو رو کرد: " بانی فیکس به تعطیلات می رود"! من و حمید و فروغ و سایر بچه ها از خوشحالی داشتیم بال درمی آوردیم. گذشت و سال بعدش با "بهرام" خودمون آشنا شدیم و اون هم نامردی نکرد و اولین عکس از این کارتونو از یه سایت روسی، و به همراه چند تا کارتون ناب دیگه، پیدا و همون روز رو کرد. عکسی که هیچ گاه از یادم نمی ره و هنوز تو فایل های تصویریم دارمش و از اوناییه که با دنیا عوضش نمی کنم. "بانی فیکس" یه چوب ماهیگیری و یه سطل حلبی رو زمین، کنار پاش، بود و بچه ها دوُرش جمع شدن و با چشمای تعجب زده می خوان ببینن این کیه و چه کار می خواد بکنه. باز خوشحالی ما چندبرابر شد و دیگه داشتیم دیوونه می شدیم که دوباره خودم اسم اریجینال روسی شو پیدا کردم و چندین عکس دیگه ازش پیدا کردم که تقریباً پرونده ی این کارتونو به طور کلی بست. درست شبیه همین موضوع برای عروسکی "پر لک لک" هم پیش اومد، با این تفاوت که پرونده ی اونو "پرشیانا" ("پانتی فرهنگی") کاملاً بست؛ چون، فایل تصویری شو هم پیدا کرد.
8. راستی حالا که صحبت از "پر لک لک" شد، من دنبال فایل تصویری اونم که لینکشو متأسفانه گم کرده م و خیلی هم دلم می سوزه که چرا همون موقع دانلودش نکردم. لطفاً اگه کسی یادشه، بگه. ممنون می شم.
.................................................................................................................................................................
9. "محمد" عزیز، دوست خوبم، درسته. یه علت دیگه ی دوست داشتنی بودن کارتونای اون زمان، دوبله ی بی نظیرشون بود. واقعاً رو کارتونای اون موقع وقت می ذاشتن و به نظر من دهه ی 60 اوج دوبله ی کارتون بود. یه عده می گن اوج دوبله ی فیلم، دهه های 30 و 40 بوده و ازش به عنوان "عصر طلایی دوبله ی سینما" نام می برن. من هم می گم دهه ی 60 عصر طلایی دوبله ی کارتون بود، مگه چیه؟ : ) دوبله ی کارتونای دوبُعدی اون موقع "از دل بود و لاجرم بردل هم می نشست". مثل الآن نبود که انگار مسابقه گذاشته ن برای برنده شدن. حتا "امور سیما" (همون شبکه های 1 و 2) هم دوبله های دلچسبی مث قدیما ندارن، چه برسه به غیررسمی ها و از همه بدتر، "گلوری"!
10. شنیدن فایل های صوتی "پسر کوهستان" ("پپرو") و "سرود کریسمس" ("اسکروج") خیلی حال داد. ضمناً جالبه بدونید بعد از این کتاب زیبای "چارلز دیکنز"، "اسکروج" Scrooge نماد و سمبُل و استعاره ای شد برای افراد خسیس تو زبون انگلیسی، یه چیزی تو مایه های "کفش های میرزا نوروز" خودمون، "علی نصیریان". یادتونه؟ تشبیه باحالی بود، خودم حال کردم! : )
11. با این یادی از ادبیات و کتاب ها کردن، یاد "احمد" عزیزمون افتادم که کتابدونیش بی نهایت کمکش می کرد تو یافتن نام های اریجینال، اسامی ای مث "آدم برفی"، "بادکنک قرمز"، "کوتلاس"، "مادربزرگ" و چندین اسم دیگه.
12. باز هم از "اسمم" متشکرم. دست گلش درد نکنه. منتظر "بلفی و لی لی بیت" هم هستم، "محمد" جان.
.................................................................................................................................................................
13. من هم اون نوشته ی "دیدار" رو که از فردا تا یه هفته بسته می شه، دیدم. دیدار هم دود شد، رفت!اگرچه، بودن یا نبودن یه سایت رو اعضای اون می سازن، با بودناشون و به روزکردناشون.
14. راستی، کسی از "سجاد" خبر نداره؟ خیلی وقته به ما سر نزده. "حمید" هم همین طور. اون اوایل یکه تازی می کرد و الآن چند ماهه حتا سر هم نزده.
Emiliano- تعداد پستها: 645
Registration date: 2007-10-25
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
Emiliano نوشته است:
1."اسمم" جان، جداً از اون موضوع قسمت آخر "دختری به نام نل" متأسفم و ببخشید که باز هم شما رو یاد اون موضوع می ندازم. تو احمق بودن اینا هیچ شکی نیست، تو هم خودتو ناراحت نکن و همین که باز اون 25 قسمتشو داری، خیلی هم خوبه. کاریش نمی شه کرد دیگه. من هم ناراحتم. با خوندن نوشته ت درمورد قسمت آخرش، که برای "محمد" گفته بودی، من هم، که یادم نبود، یادم اومد.
2.چاکرم "اسمم" عزیز. من بارها گفته م از همون روز اولی که با شما آشنا شدم، فهمیدم که دوست بامعرفت و اهل عملی و قول بیجا نمی دی. اگه هم شما می بینی من واکنش های نوشتاریم زیاده، بذار به حساب پُرچونگی م. من از کارای تو و "محمد" به اندازه ی 100 تا کتاب چیز یاد گرفته م و برای بار nام: اگه شما هم می بینید بنده هنوز به اینجا سر می زنم، به همین خاطر رابطه ی دوطرفه و عاشقانه ست.
3.باز هم نگرفتم می خوای از چی حرف بزنی! فقط منتظرم.
4.اختیار داری، دوست نازنین. نظرت کاملاً محترمه. من باز هم می گم: بحث داستان و ادبیات نیست؛ که، اگه این طور باشه، "شرک" حرف اولو می زنه؛ چون، از همون سکانس اول، پشت پا می زنه به تموم ادبیات کهن (هنجارگریزی)، یا به قول خودت "داستان اسباب بازی" که در زمان خودش سوژه ی بکری داشت؛ اگرچه، طبق معمول اون هم به سری های بعدی کشیده و آلوده شد که من زیاد نمی پسندم. به هرحال، باز هم می گم: فقط فُرم دیداری و شکل دوبُعدی مدّنظرم بود. ببین، یه سؤال: چرا شرکت "نیپون" این قدر مشهور شد؟ خوب، جوابش خیلی ساده ست: چون کارتون ها رو به فانتزی ترین شکل ساخت و داد بیرون. نیومد رو هر کارتون یکی، دو سال وقت صرف کنه و نرم افزارهای عجیب و غریب مو و چشم و خط باسن و غیره استفاده کنه. البته شاید بچه های امروزی با "بلفی و لی لی بیت" و "رامکال" و امثال اونا حال نکنن و حق هم دارن؛ ولی، زمان ما دوبعدی ها چیز دیگه ای بود.
5.بذار یه مثال دیگه بزنم که تخیلی تر و باورپذیرتره: کدوم آدم عاقلی پیدا می شه که "پلنگ صورتی" یا "تام و جری" رو به شکل سه بُعدی بپسنده؟ هرچند داستان هاش و سوژه هاش خیلی هم بکرتر و دست اول تر از قدیمیا باشه؟ حتا تصورش محاله و فکر نکنم کمتر سازنده ای چنین جسارتی به خودش بده که دست به چنین کاری بزنه.
6."امیل" فقط مخفف بود! : )
7.خیلی ممنون که از "گروهبان پیشی راه راه" سایت و عکس اریجینالشو گذاشتی. به این می گن یه همکاری باحال. می دونی یاد چی افتادم؟ "بانی فیکس به تعطیلات می رود". شاید تکراری باشه و قبلاً هم شنیده باشی؛ اما، برای خودم و دوستانی که اسم می برم همه ش خاطره ست: اولین بار من تو "گفتمان" نوشتم اسم اون کارتونی که یه شیر بود که می رفت ماهیگیری و بچه های سیاه دوُرش جمع می شدن و این براشون شعبده بازی می کرد و ... چی بود. لازم به ذکره که اون زمان "لیست سیاه" به شکل امروزی نبود و تاپیک جداگونه ای نداشت. تازه گاهی فقط به اسم فارسیش قانع بودیم و همون ارضامون می کرد. یادمه اولین کسی که این کارتون یادش اومد، بانو "فروغ" عزیز بود که خیلی بهشون ارادت دارم و یادمه نوشت اون بچه ها می گفتن "آکا" یا چیزی شبیه به اون. بعدها "احمد" عزیز سروکله ش پیدا شد و اسم فارسیشو رو کرد: " بانی فیکس به تعطیلات می رود"! من و حمید و فروغ و سایر بچه ها از خوشحالی داشتیم بال درمی آوردیم. گذشت و سال بعدش با "بهرام" خودمون آشنا شدیم و اون هم نامردی نکرد و اولین عکس از این کارتونو از یه سایت روسی، و به همراه چند تا کارتون ناب دیگه، پیدا و همون روز رو کرد. عکسی که هیچ گاه از یادم نمی ره و هنوز تو فایل های تصویریم دارمش و از اوناییه که با دنیا عوضش نمی کنم. "بانی فیکس" یه چوب ماهیگیری و یه سطل حلبی رو زمین، کنار پاش، بود و بچه ها دوُرش جمع شدن و با چشمای تعجب زده می خوان ببینن این کیه و چه کار می خواد بکنه. باز خوشحالی ما چندبرابر شد و دیگه داشتیم دیوونه می شدیم که دوباره خودم اسم اریجینال روسی شو پیدا کردم و چندین عکس دیگه ازش پیدا کردم که تقریباً پرونده ی این کارتونو به طور کلی بست. درست شبیه همین موضوع برای عروسکی "پر لک لک" هم پیش اومد، با این تفاوت که پرونده ی اونو "پرشیانا" ("پانتی فرهنگی") کاملاً بست؛ چون، فایل تصویری شو هم پیدا کرد.
8.راستی حالا که صحبت از "پر لک لک" شد، من دنبال فایل تصویری اونم که لینکشو متأسفانه گم کرده م و خیلی هم دلم می سوزه که چرا همون موقع دانلودش نکردم. لطفاً اگه کسی یادشه، بگه. ممنون می شم.
13.من هم اون نوشته ی "دیدار" رو که از فردا تا یه هفته بسته می شه، دیدم. دیدار هم دود شد، رفت!اگرچه، بودن یا نبودن یه سایت رو اعضای اون می سازن، با بودناشون و به روزکردناشون.
14.راستی، کسی از "سجاد" خبر نداره؟ خیلی وقته به ما سر نزده. "حمید" هم همین طور. اون اوایل یکه تازی می کرد و الآن چند ماهه حتا سر هم نزده.
بابا چه عجب سر و کله یکی بعد از ماهها پیدا شد
.نمیدونم چرا بچه های دیگه نمیان.
من به اونهایی که ایمیلشون رو دارم به خصوص بهرام چندصدبار فرستادم.ولی خبری نیست.
اون جمله آخری قبل از پست خودت رو که نوشتم"هنوز امیدوارم"بی دلیل نبود.
راستی دیدار برای شما هم باز نمیشه؟ پاسخها رو به ترتیب زیر نوشتم2- ما مخلصیم(چاکر سیبیل)
3- والا اونقدر ازش گذشته که اصلا" نمیدونم چی بودش.
4- اینم برای خودش نظریست.دیگه ادامه اش نمیدم
7-فقط بخاطر بچه هایی که باهاشون خاطره داریم اینکارها رو می کنم.وگرنه من حتی یک قسمتش هم ندیدم
8- متسفانه من سعی کردم همون زمان ولی با این اینترنت "هیزمی" نتیجه نداد
13- خوب این یعنی پرید . دیگه اینجا پایگاهمون هست تا ببینیم چی مشه.البته اگه بچه های دیگه بیان
14- فقط سجاد نیست.دیگه "بهرام" و "ملودی" و "پیام" و ... هم نیستن.امیدوارم این قطع ارتباط به این زودی نباشه و چندسال به پا باشه.وگرنه من دیگه قهر قهر......
15- یک سورپریز تو این مدت داشتم که میخواستم رو کنم.درمورد تغییر شعر"اتل متل توتوله" که فکرکنم تا حالا به گوش خیلیها رسیده.چون یک ماهی ازش میگذره.ولی اگر لو نرفته باشه فقط وقتی رو می کنم که همه باشن یا حداقل بالای 50 درصد اعضای قبلی
اين مطلب آخرين بار توسط SMAM در Tue Feb 19, 2008 10:08 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
سلام سلام صد سلام هزار و سیصد تا سلام
من نمی دونم چه جوری به خاطر این همه غیبت عذر خواهی کنم
خواهش می کنم منو ببخشید

من نمی دونم چه جوری به خاطر این همه غیبت عذر خواهی کنم
خواهش می کنم منو ببخشید


warrior- تعداد پستها: 58
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
warrior نوشته است:سلام سلام صد سلام هزار و سیصد تا سلام![]()
![]()
من نمی دونم چه جوری به خاطر این همه غیبت عذر خواهی کنمخواهش می کنم منو ببخشید
![]()
![]()
به به به به
وقتش شد کمی برای خودمون نوشابه بازکنم.خوشم میاد که حرفها و کارهای تحریک آمیزم نتایجی دربرداشته
بهرام خوش اومدی...درواقع خوش برگشتی.همچنان روی اون جمله آخرم قبل از پست امیلیانو پافشاری می کنم
اين مطلب آخرين بار توسط SMAM در Wed Feb 20, 2008 12:37 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
SMAM نوشته است:warrior نوشته است:سلام سلام صد سلام هزار و سیصد تا سلام![]()
![]()
من نمی دونم چه جوری به خاطر این همه غیبت عذر خواهی کنمخواهش می کنم منو ببخشید
![]()
![]()
به به به به
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتش شد کمی برای خودمون نوشابه بازکنم.خوشم میاد که حرفها و کارهای تحریک آمیزم نتایجی دربرداشته
بهرام خوش اومدی...درواقع خوش برگشتی.همچنان روی اون جمله آخرم قبل از پست امیلیانو پافشاری می کنم
چاکرتم اسمم جان
من واقعا شرمنده ام


warrior- تعداد پستها: 58
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
از اسمم به همه
برای احتیاط ازحالا به فکر جای بعدی باشیم.اگرچه اینجا چون دنج هستش امیدوارم بیشتر دوام بیاره. من اینجا رو پیدا کردم
http://forums.arpaforum.com
برای احتیاط ازحالا به فکر جای بعدی باشیم.اگرچه اینجا چون دنج هستش امیدوارم بیشتر دوام بیاره. من اینجا رو پیدا کردم
http://forums.arpaforum.com

SMAM- تعداد پستها: 511
Registration date: 2007-10-23
Re: برنامه هاي كودك و نوجوان تلويزيون ايران از گذشته تا هنوز
SMAM نوشته است:از اسمم به همه
برای احتیاط ازحالا به فکر جای بعدی باشیم.اگرچه اینجا چون دنج هستش امیدوارم بیشتر دوام بیاره. من اینجا رو پیدا کردم
http://forums.arpaforum.com
من موافقم
حالا که زحمت پیدا کردن پایگاه بعدی رو کشیدی زحمت افتتاحش هم با خودته


warrior- تعداد پستها: 58
Registration date: 2007-10-23
صفحه 2 از 67 •
1, 2, 3 ... 34 ... 67 
Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد



با صدای جک تو کارتون "من و برادرم"؟ 